ترانه های لاتین
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM

There are those who think that love comes with a lifetime guarantee

اینجا کسانی هستند که فکر می­کنند, عشقی که ایجاد می­شه دائمی و همیشگی است
But we know from those around us, that this may not always be

اما از پیرامونمون دریافتیم که همیشه چنین چیزی ممکن نیست
It's the simple things that come between a father and a son

بین یه پدر و یه پسر چیزای ساده ­ای وجود داره
But when they try to talk, the knives are out before they have begun

اما وقتی تلاش می­کنند تا با هم حرف بزنند، قبل از شروع کردن چاقوهاشون رو درمی­ یارن

***
Well that was me, and I have seen the light that shines for eternity

خوب، اون من بودم، نوری رو دیده­ ام که تا ابدیت می­درخشد
Because I learned to say the words "I love you"

چون یاد گرفته بودم که کلمات «دوستت دارم» رو بگم

***
So many hearts have been broken by the lies of history

قلب­های بسیار زیادی به خاطر دروغ­های تاریخ شکسته ­اند
And so many arms are still open for that final mystery

و آغوش­های بسیار زیادی هنوز برای اون راز نهایی گشوده ­اند
We must show respect for all the rest, and what a man believes

ما باید احتراممون رو به همه­ ی چیزایی که باقی موندند و به باورهای یه مرد نشون بدیم
And the one who died upon the cross, well he is the one for me

و اون کسی که بالای صلیب مُرد، خوب اون یگانه و بی­ همتاست برای من (اون برای من مُرد)
And he said: Come with me and you will see the light that shines for eternity

و او چنین گفت: با من بیا و نوری رو که تا ابدیت خواهد درخشید رو ببین
Be strong and learn to say the words "I love you"

قوی باش و یاد بگیر که کلمات «دوستت دارم» رو بگی

***
And this endless road that we are on just keeps on going round

و این راه بی­ پایانی که درآنیم در یه مسیر دوار ادامه می­ یابد
But there's one destination that always is here to be found

اما همواره یه مقصد وجود داره که همیشه در اینجا پیدا می­شه

***
So come with me, and you will see the light that shines for eternity

پس با من بیا و نوری رو که تا ابدیت خواهد درخشید رو ببین
Be strong and learn to say the words "I love you"

قوی باش و یاد بگیر که کلمات «دوستت دارم» رو بگی

Be strong and learn to say the words "I love you" the words "I love you"

قوی باش و یاد بگیر که کلمات «دوستت دارم» رو بگی، کلمات «دوستت دارم» رو

The words "I love you" the words "I love you"

کلمات «دوستت دارم» رو، کلمات «دوستت دارم» رو

***





نوع مطلب : Chris de burgh، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 28 شهریور 1393

I feel the wind blowing through my doorway

وزش باد از میان در رو احساس می­کنم
It's telling me that the summer's gone

اون به من می­گه که تابستون رو به اتمامه
And the winter waits in shadow, waiting with the storm

و زمستون در اون سایه و سیاهی منتظره، منتظره با طوفان
***
I am old and my bones are weary

من آدم سالخورده­ ایم و استخوان­هایم فرسوده و ناتوانند
And my son he is all I have

و پسرم تمام چیزی است که دارم
But he has gone to fight for freedom, leaving with my heart

اما او رفته که برای آزدی بجنگه و با این کار قلب من رو هم با خودش برد

***
All my life I have loved this land, worked it with my hands

در تمام زندگیم عاشق این سرزمین بودم، با دستانم روی اون کار کردم و ساختمش
But can this freedom send the rain when seed is in the ground?

اما آیا این آزادی می­تونه بارون رو برامون بفرسته، زمانی که بذر در زمین هست؟

Can this freedom heal the pain and bring my boy back to me again?

آیا این آزادی می­تونه دردی رو التیام ببخشه و پسرم رو دوباره پیش من بگردونه؟
***
I watched them sail from the rocks below me

اون­ها رو دیدم که با کشتی­های بادبانی از میان صخره ­های زیر پام عبور کردند
'Twas like the sea in its endless rage

اون مانند خشم بی­ پایان دریا بود

Many fall on the road to freedom, dying on the stones

کشته­ ها و زخمی­ های زیادی در جاده به سوی آزدی، مرده­ هایی بر روی تخته سنگ­ها

***
All my life I have loved this land, worked it with my hands

در تمام زندگیم عاشق این سرزمین بودم، با دستانم روی اون کار کردم و ساختمش
But can your freedom send the rain when seed is in the ground?

اما آیا آزادیِ تو می­تونه بارون رو برامون بفرسته، زمانی که بذر در زمین هست؟

Can your freedom heal the pain and bring my boy back to me again?

آیا آزادیِ تو، می­تونه دردی رو التیام ببخشه و پسرم رو دوباره پیش من بگردونه؟
***
Late last night, as the world was sleeping, I dreamed my boy

دیشب دیرهنگام، که جهان در خواب بود، خواب پسرم رو دیدم
He was calling out, 'cos he was lost in some dark forest

اون منو صدا می­زد، چون در جنگلی خیلی تاریکی گم شده بود
And snow was falling down, falling on the ground

و برف می­ اومد، برف می­ اومد روی زمین

***





نوع مطلب : Chris de burgh، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 25 شهریور 1393

There she stood in an empty room, heard a voice from another time

اونجا اون در یه اتاق خالی ایستاده بود، یه صدایی از یه زمان دیگه ­ای شنیده می­شد
And the memories came rolling back of Leningrad in the war

و حافظه ­ها به عقب حرکت کردند، به زمان لنینگراد در جنگ

***
For the girl in the photograph, much had changed in the years that passed

برای دختری که توی عکسه، توی این سال­ها خیلی چیزا عوض شده
But her longing for the boy she loved was still the same since the war

اما شور و اشتیاق اون به پسری که عاشقش بود، از زمان جنگ تا به امروز تغییری نکرده

***
It was a moonless night upon the road of life, when he'd held her to say goodbye

شبی بدون ماه بر روی جاده­ ی زندگی، هنگامی که پسر برای خداحافظی جلوی اون رو گرفته بود
Many more would survive, for he stayed behind to help them live again

عده­ ی زیادی نجات می­ یافتند، به خاطر اینکه برای کمک به زندگی مجدد اون­ها، اون پسر در منطقه­ ی دشمن جاگذاشته شد
***
When they met at the garden gate, tears would fall from a deep embrace

هنگامی که اون­ها در دروازه­ ی باغ همدیگه رو ملاقات کردند، اشکش­هاشون از یه در آغوش کشیدن عمیق جاری شد
For she never knew what happened to the boy she loved in the war

گرچه اون هرگز نفهمید که در جنگ برای پسری که عاشقش بود چه اتفاقی افتاد

***
Back in those happy days, before the soldiers came

برگشتی به اون روزای شاد، قبل از اینکه سربازا بیان
To break down the ones who remained

برای از پا درآوردن کسانی که باقی مونده بودند
And they only survived, who could learn to die, and live to fight again

و اون­ها فقط نجات پیدا کردند، کسانی که یادگرفته بودند بمیرند، و زنده موندند تا دوباره بجنگند

***
There she stood in an empty room, heard a voice from another time

اونجا اون در یه اتاق خالی ایستاده بود، یه صدایی از یه زمان دیگه­ ای شنیده می­شد
And the memories came rolling back of Leningrad in the war

و حافظه­ های اون­ها به عقب حرکت کردند، به زمان لنینگراد در جنگ

***





نوع مطلب : Chris de burgh، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 15 شهریور 1393

I heard a voice so pure and easy, a songbird singing for me

یه صدای بی­ آلایش و صاف و ساده­ ای رو شنیدم، یه پرنده­ ی آوازخوان برام آواز می­خوند
I had no choice, only to listen, and surrender to her world

چاره­ ی دیگه ­ای نداشتم، جز اینکه فقط گوش کنم و تسلیم دنیای اون بشم
And she will fly over the rainbow

و او بر فراز رنگین­ کمان پرواز خواهد کرد
She will walk in fields of gold

در مزارع طلا پرسه خواهد زد
And when she sings from the high walls of Heaven

و در اون زمان از فراز بلندترین دیوارهای بهشت می­خونه که
Will the angels cry like me?

آیا فرشتگان مانند من خواهند گریست؟

***
At first alone, then with hundreds around me

در ابتدا تنها بودم، بعدش هزاران نفر دور و برم اومدن
Enchanted by her song

مسحور شده با آوازش

But as the day is done, and the darkness is falling

اما با پایان روز، و سرازیر شدن تاریکی
The songbird sings no more

پرنده­ ی آوازخوان دیگه نخوند

***
And now she flies over the rainbow

و حالا بر فراز رنگین­ کمان پرواز می­کنه
And she walks in fields of gold

و در مزارع طلا پرسه می­زنه

And when she sings from the high walls of Heaven

و در اون زمان از فراز بلندترین دیوارهای بهشت می­خونه که
Will the angels cry like me?

آیا فرشتگان مانند من خواهند گریست؟
***
And when she sings from the high walls of Heaven

و در اون زمان از فراز بلندترین دیوارهای بهشت می­خونه که

Will the angels cry like me? will the angels cry like me?

آیا فرشتگان مانند من خواهند گریست؟ آیا فرشتگان مانند من خواهند گریست؟

***





نوع مطلب : Chris de burgh، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 11 شهریور 1393

Snow is falling, snow is falling on the ground

برف میاد، برف میاد روی زمین
In the forest, in the forest there's no sound

در جنگل، در جنگل هیچ صدایی نیست
A shallow grave is where we lie

جایی که ما درون اون خوابیدیم یه قبر کم عمقه
The boys and men who died

پسرها و مردانی که مُردند
And snow is falling on the ground

و برف میاد روی زمین
And we are calling to be found

و ما فراخوانده می­شیم تا پیدا بشیم

***
And the seasons, and the seasons come and go

و فصل­ها، و فصل­ها میان و میرن
In the springtime, birds will sing and flowers grow

در فصل بهار، پرندگان می­خونند و گل­ها رشد می­کنند
At summer's end, the autumn breeze

در انتهای تابستان، نسیم ملایم پاییز می­ وزه
Will whisper through the trees

از میان درختان زمزمه و نجوا می­کنه
And leaves are falling on the ground

و برگ­ها بر روی زمین می­افتند
And we are calling to be found

و ما فراخوانده می­شیم تا پیدا بشیم

***
And in our homes, so many tears

در خانه­ هایمان اشک­های بسیاری است
They don't know where we have gone

آن­ها نمی­دانند که ما به کجا رفته­ ایم
And snow is falling on the ground

و برف میاد روی زمین
And we are calling to be found

و ما فراخوانده می­شیم تا پیدا بشیم

We are calling to be found......

ما فراخوانده می­شیم تا پیدا بشیم ......

***





نوع مطلب : Chris de burgh، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 27 مرداد 1393

The last time I cried, I was sitting home

آخرین باری که گریستم، در خانه نشسته بودم
And it was deep in the night

و پاسی از شب گذشته بود
Staring at the shadows and the flickering lights

به سایه­ ها و سوسوی چراغ­ها خیره شده بودم
Giving all that I had, to take them away

تمام چیزی که داشتم رو می­دم، تا از دستشون رها بشم
Giving all that I had, to make them pay

تمام چیزی که داشتم رو می­دم، تا با اونا تسویه حساب کنم
***
The last time I cried, I could see the people

آخرین باری که گریستم، تونستم مردمی رو ببینم
Long ago in the rain

که مدت زیادی پیش از آن زیر بارون ایستاده بودند
Waiting as the soldiers put them all on a train

سربازانی منتظر که در یه تِرن چپانده شده بودند
And the hands on the bars, the eyes full of tears

و دستانی بر روی میله ­ها، چشمانی پر از اشک
And the word is the same, for a thousand years

و کلامی یکسان برای هزار سال

***
Eli Eli Lama, oh Lord, you have forsaken me

آه خدایا، تو منو رها کردی
Eli Eli Lama, oh Lord, you have forsaken me

آه خدایا، تو منو رها کردی

***
The last time I cried, I could not believe it

آخرین باری که گریستم، باورم نمی­شد
When I held on a face

هنگامی که به یه صورت خیره شدم
Staring at a soldier with his gun in the rain

به صورت یه سرباز که با اسلحه­ اش زیر باران ایستاده بود، خیره شدم
It was the face of a child, my child here asleep

صورتش کودکانه بود، مثل بچه­ ی من که اینجا خوابیده
And the soldier who smiled, the man was me

و آن سربازی که لبخند زد، خود من بودم

***
Eli Eli Lama, oh Lord, you have forsaken me

آه خدایا، تو منو رها کردی
Eli Eli Lama, oh why, have you forsaken me?

آه، چرا منو رها کردی؟

***
Eli Eli Lama, oh Lord, you have forsaken me

آه خدایا، تو منو رها کردی

***
The last time I cried, the last time I cried

آخرین باری که گریستم، آخرین باری که گریستم
The last time I cried, the last time I cried

آخرین باری که گریستم، آخرین باری که گریستم

The last time I cried, the last time I cried

آخرین باری که گریستم، آخرین باری که گریستم

The last time I cried, the last time I cried

آخرین باری که گریستم، آخرین باری که گریستم
The last time

آخرین بار

***





نوع مطلب : Chris de burgh، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 21 مرداد 1393

A woman’s heart is filled with passion

قلبِ یه زن سرشار است از عشق و شهوت

A woman’s heart is filled with lust

قلبِ یه زن سرشار است از شوق و اشتیاقِ زیاد

If you don’t believe that these things happen

اگر تو به این چیزا باور نداری

Could be the biggest mistake that a man can make

مرتکب بزرگترین اشتباهی شدی که یه مرد می­تونه بکنه

***

A woman’s night is filled with dreaming

شبِ یه زن سرشار است از رویا و خیال پردازی

Of the perfect man who may not be you

رویای مرد کاملی که ممکنه تو نباشی

If we don’t see what she’s been missing

اگر ما نبینیم چیزی رو که اون دلش براش تنگ شده

Could be the biggest mistake that a man can make

مرتکب بزرگترین اشتباهی شدیم که یه مرد می­تونه بکنه

***

(I)

She wants to get near to you

اون می­خواد در کنارت باشه

Don’t turn her away

اونو پس نزن

She wants to get through to you

اون می­خواد ترو به دست بیاره

She wants to say

اون می­خواد بگه

***

(II)

Give me your night

شبت رو به من بده

And I will show you my passion

و من عشق و شهوتم رو به تو نشون می­دم

Give me your lust

شوق و اشتیاقِ زیادت رو به من بده

And I will drink you dry

و من تو رو سیراب می­کنم

Give me your dreams

رویاهات رو به من بده

And I will show you a lover

و من یه عاشق رو به تو نشون می­دم

Give me your heart

قلبت رو به من بده

And I will hold you close

و من تو رو در کنار خودم حفظ می­کنم

And I will love you till the day I die

و تا آخرین روز عمرم عاشقت خواهم بود

***

A woman’s day is filled with longing

روز یه زن سرشار است از آرزو و اشتیاق زیاد

For a little romance and company

برای اندکی رابطه­ ی عاشقانه و همدمی و مصاحبت

If we don’t look or just don’t listen

اگر ما نبینیم یا حتی اون رو گوش نکنیم

Could be the biggest mistake that a man can make

مرتکب بزرگترین اشتباهی شدیم که یه مرد می­تونه بکنه

***

A woman’s heart is your forever

قلب یه زن همیشه برای توست

She will be true to the one in her life

اون با مرد زندگیش صادقه

If we don’t give her love and affection

اگر عشق و محبت اون رو نگیریم

Could be the biggest mistake that a man can make

مرتکب بزرگترین اشتباهی شدیم که یه مرد می­تونه بکنه

***

(I)

***

(II)

***

(II)

***





نوع مطلب : Chris de burgh، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 14 تیر 1393

I've been missing you

من دلتنگت هستم
***
I've got the roses, I've got the wine

رزها رو دارم، شراب هم دارم
With a little luck she will be here on time

با یه کم خوش­ شانسی، اون می­تونه سروقت اینجا باشه
This is the place we used to go

این جایی هست که قبلاً عادت داشتیم بیاییم
With romantic music and the lights down low

با موسیقی رمانتیک و نور کم
And as you stand there amazed at the door

و همونجور که مات و مبهوت دم در ایستادی
And you're wondering what all this is for

و در شگفتی که آیا همه­ ی این­ها برای توست
It's just a simple thing from me to you

این فقط یه کار ساده هست از طرف من برای تو
The lady that I adore, 'cos there's something

خانمی که من عاشقشم، چون اینجا چیزی هست
That you should know, it's that

که تو باید بدونی، اون این هست که
***
I've been missing you, more than words can say

من دلتنگت هستم، بیشتر از اون چیزی که در کلام بگنجه
And that I've been thinking about it every day

و من هر روز بهش فکر می­کنم
And the time we had just dancing nice and slow

و اون زمانی که خیلی زیبا و آروم می­رقصیدیم
And I said now I've found you

و من بهت می­گفتم، الان که تو رو پیدا کردم
I'm never letting go

به هیچ وجه اجازه نمی­دم که بری
***
There is no reason to the things that we do

دلیلی برای کاری که انجام می­دیم نیست
You can break a heart with just a word or two

تو می­تونی قلبم رو با یکی دو کلمه بشکونی
And take a lifetime to apologise

و یه عمر زمان می­بره، که بتونی از دلم در بیاری
When the one you love's in front of your eyes

وقتی معشوقت، درست رو به روی چشم­هاته
And I will fall to my knees like a fool

و من مثل احمق­ها به زمین می­افتم
If it's the only way of getting through

اگه تنها راهی که می­شه موفق شد، همینه
You see if I think you are beautiful

با خودت فکر می­کنی که اگه از نظر من زیبایی
Someone else is going to feel it too

یکی دیگه هم همین احساس رو داره
So there's only one thing to do, tell you that

بنابراین فقط یه کار می­شه انجام داد، که بهت بگم
***
I've been missing you, more than words can say

من دلتنگت هستم، بیشتر از اون چیزی که در کلام بگنجه
And that I've been thinking about it every day

و من هر روز بهش فکر می­کنم

Well tonight's our night for dancing nice and slow

خوب امشب، شب ماست تا خیلی آروم و زیبا برقصیم
Because now I've found you, I'm never letting go

چون الان که تو رو پیدا کردم، به هیچ وجه اجازه نمی­دم که بری
No, now I've found you, I'm never letting go

نه، الان که تو رو پیدا کردم، به هیچ وجه اجازه نمی­دم که بری
***
I've been missing you, I've been missing you

من دلتنگت هستم، من دلتنگت هستم
I've been missing you, I've been missing you, darling

من دلتنگت هستم، من دلتنگت هستم، عزیزم

***





نوع مطلب : Chris de burgh، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تحلیل آمار سایت و وبلاگ
 
   
تحلیل آمار سایت و وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات