ترانه های لاتین
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM

I am a lonesome hobo

من یه دوره­ گرد تنهام

Without family or friends

نه دوستانی دارم نه خانواده­ ای

Where another man's life might begin

جایی که زندگی یه مرد دیگه شروع می­شه

That's exactly where mine ends

دقیقاً همون نقطه­ ای هست که زندگی من به پایان می­رسه

I have tried my hand at bribery

من رشوه­ خواری­ ام کردم

Blackmail and deceit

اخاذی و تقلب

And I've served time for everything

و زندان هر چیزی رو هم کشیدم

'cept begging on the street

اما تو خیابون گدایی نکردم

***

Well, once I was rather prosperous

خب، یه زمانی نسبتاً موفق بودم

There was nothing I did lack

اون زمان هیچ کمبودی نداشتم

I had fourteen-karat gold in my mouth

چهارده قیرات طلا در دهنم داشتم

And silk upon my back

و لباس ابریشمی رو دوشم

But I did not trust my brother

اما به برادرم اعتماد نکردم

I carried him to blame

اونو مقصر می­دونستم و سرزنشش کردم

Which led me to my fatal doom

که همین کار باعث بدبختیم شد

To wander off in shame

که با شرمساری ولگردم

***

Kind ladies and kind gentlemen

خانم­ها و آقایون مهربون

Soon I will be gone

به زودی خواهم رفت

But let me just warn you all

اما فقط اجازه بدین به من که به همتون یادآوردی کنم

Before I do pass on

قبل از اینکه از دنیا برم

Stay free from petty jealousies

خودتون رو از حسادت­های کوچک و بی­ اهمیت رها کنید

Live by no man's code

زیر سلطه­ ی هیچ­کسی زندگی نکنید

And hold your judgment for yourself

و قضاوتتون رو برای خودتون نگه دارید

Lest you wind up on this road

شاید این راه برای شما نتیجه بده

***





نوع مطلب : Bod dylan، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 17 مهر 1393

Once upon a time you dressed so fine

روزی، روزگاری خیلی خوب لباس می­پوشیدی

You threw the bums a dime in your prime, didn't you?

در جوانی به ولگردها پول می­دادی، این طور نیست؟

People'd call, say, "Beware doll, you're bound to fall"

مردم صدات می­کردن و می­گفتن «بپا عروسک، نزدیکه بیفتی»

You thought they were all kidding you

فکر می­کردی دارن باهات شوخی می­کنند

You used to laugh about

عادت داشتی بخندی

Everybody that was hanging out

به کسانی که معطلت بودند

Now you don't talk so loud

حالا دیگه بلند صحبت نمی­کنی

Now you don't seem so proud

دیگه اون قدرها مغرور به نظر نمی­ آیی

About having to be scrounging for your next meal

وقتی که می­خوای دنبال وعدة غذای بعدی­ ات بگردی

How does it feel?

چه مزه­ ای داره؟

How does it feel?

چه مزه­ ای داره؟

To be without a home

که بی­خانمان باشی

Like a complete unknown

مانند یه ناشناس کامل

Like a rolling stone

مانند یه خانه به دوش

***

You've gone to the finest school all right, Miss Lonely

به بهترین مدرسه­ رفتی، خیلی خوب، بانوی تنها

But you know you only used to get juiced in it

اما می­دونی توی مدرسه فقط تر و خشکت می­کردند

And nobody has ever taught you how to live on the street

و هیچ­کس به تو یاد نداد که توی خیابون چطور زندگی کنی

And now you find out you're gonna have to get used to it

و حالا می­بینی که باید به این عادت کنی

You said you'd never compromise

می­گفتی که هیچگاه سازش نخواهی کرد

With the mystery tramp, but now you realize

با ولگرد مرموز، اما حالا می­فهمی که

He's not selling any alibis

اون عذر و بهونه­ ی خودشو نمی­فروشه

As you stare into the vacuum of his eyes

در حالی که به خالی چشمانش خیره شده­ ای

And say do you want to make a deal?

از اون می­پرسی که می­خواد معامله کنه؟

***

(I)

How does it feel?

چه مزه­ ای داره؟

How does it feel?

چه مزه­ ای داره؟

To be on your own

که تنها باشی

With no direction home

و راهی به سوی خونه وجود نداشته باشه

Like a complete unknown

مانند یه ناشناس کامل

Like a rolling stone

مانند یه خانه به دوش

***



ادامه مطلب


نوع مطلب : Bod dylan، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 23 شهریور 1393

I'm walking

دارم قدم می­زنم
Through streets that are dead

از میان خیابون­هایی که مُردن
Walking

قدم می­زنم
Walking with you in my head

در ذهنم با تو قدم می­زنم

***
My feet are so tired

پاهام خیلی خسته شدن
My brain is so wired

ذهنم خیلی هیجان زده و عصبیه
And the clouds are weeping

و ابرها که انگار دارن زار می­زنند

***
Did I

آیا من
Hear someone tell a lie?

شنیدم که کسی داره دروغ می­گه؟
Did I

آیا من
Hear someone's distant cry?

صدای گریه ­ی کسی در دور دست­ها رو شنیدم؟

***

I spoke like a child

مثل یه بچه حرف زدم
You destroyed me with a smile

تو منو با یه خندت نابود کردی
While I was sleeping

هنگامی که من خواب بودم

***
I'm sick of love

من مریضِ عشقم
That I'm in the thick of it

که تا خرخره توش فرو رفتم
This kind of love

این طوریاست عشق
I'm so sick of it

من خیلی مریضِشم

***
I see

می­بینم
I see lovers in the meadow

عاشقان رو در چمن­زار می­بینم
I see

می­بینم
I see silhouettes in the window

نیم­رخ­ های سیاهی رو در پنجره می­بینم

***

I watch them 'til they're gone

تماشاشون می­کنم تا وقتی که محو بشن
And they leave me hanging on to a shadow

و اون­ها منو ترک می­کنند در حالی که در یه سایه محکم نگه داشته شدم

***
I'm sick of love

من مریضِ عشقم
I hear the clock tick

تیک تاک ساعت رو می­شنوم
This kind of love

اینطوریاست عشق
I'm lovesick

من دلباختم

***
Sometimes

بعضی وقتا
The silence can be like thunder

سکوت می­تونه مثل تندر باشه
Sometimes

بعضی وقتا
I wanna take to the road of plunder

می­خوام بزنم به جاده و چپاول کنم

***

Could you ever be true?

تو اصلاً می­تونی واقعی باشی؟
I think of you and I wonder

به تو فکر می­کنم و در شگفتم
***



ادامه مطلب


نوع مطلب : Bod dylan، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 21 شهریور 1393

Man thinks 'cause he rules the earth he can do with it as he please

انسان فکر می­کند بر زمین حاکم است و می­تواند هر چه می­خواهد با آن بکند

And if things don't change soon, he will

و اگر اوضاع زود تغییر نکند، این کار را خواهد کرد

Oh, man has invented his doom

آه، انسان نابودی خود را اختراع کرده است

First step was touching the moon

گام اول، رفتن به ماه بود

***

Now, there's a woman on my block

اکنون زنی در کوی من است

She just sit there as the night grows still

آنجا می­نشیند، در آن هنگام که شب آرام می­شود

She say who gonna take away his license to kill?

می­پرسد چه کسی جواز کشتن را از دست انسان خواهد گرفت؟

***

Now, they take him and they teach him and they groom him for life

اکنون، انسان را می­برند و آموزشش می­دهند و برای زندگی آماده­ اش می­کنند

And they set him on a path where he's bound to get ill

و او را در راهی می­اندازند که بیمارش خواهد کرد

Then they bury him with stars

آنگاه او را با ستارگان دفن می­کنند

Sell his body like they do used cars

بدنش را چون ماشین­های اسقاط می­فروشند

***

Now, there's a woman on my block

اکنون زنی در کوی من است

She just sit there facing the hill

آنجا می­نشیند، رو به تپه

She say who gonna take away his license to kill?

می­پرسد چه کسی جواز کشتن را از دست انسان خواهد گرفت؟

***

Now, he's hell-bent for destruction, he's afraid and confused

اکنون او کمر به ویرانگری بسته است، می­ترسد و گیج است

And his brain has been mismanaged with great skill

و مغزش را با مهارت بسیار به هم ریخته ­اند

All he believes are his eyes

فقط چشمانش را باور دارد

And his eyes, they just tell him lies

و چشمانش، فقط به او دروغ می­گویند

***

But there's a woman on my block

اما زنی در کوی من است

Sitting there in a cold chill

آنجا می­نشیند، در سرما می­لرزد

She say who gonna take away his license to kill?

می­پرسد چه کسی جواز کشتن را از دست انسان خواهد گرفت؟

***

May be a noisemaker, spirit maker

ممکنه سر و صدا بپاکنی، جان ببخشی

Heartbreaker, backbreaker

دل بشکنی، کمر بشکنی

Leave no stone unturned

هیچ سنگی نماند که آن را برنگردانده باشی

May be an actor in a plot

ممکن است عامل یک توطئه باشی

That might be all that you got

شاید آن تنها چیزی است که می­توانی داشته باشی

Til your error you clearly learn

تا آنکه به روشنی بر اشتباهت آگاه شوی

***



ادامه مطلب


نوع مطلب : Bod dylan، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 27 تیر 1393

How many roads most a man walk down

یه مرد چند تا جاده رو باید طی کرده باشه
Before you call him a man?

تا بهش بگی مرد شده؟

How many seas must a white dove sail

یک کبوتر سفید از چند دریا باید بگذره
Before she sleeps in the sand?

تا بتونه روی شن­های ساحل آروم بگیره؟
Yes, how many times must the cannon balls fly

بله، گلوله­ های توپ چند بار باید شلیک بشن
Before they're forever banned?

پیش از آنکه برای همیشه ممنوع بشن؟
The answer my friend is blowing in the wind

پاسخ، دوست من، داره بر باد می­ره
The answer is blowing in the wind

پاسخ، داره بر باد می­ره

***

Yes, how many years can a mountain exist

بله، یه کوه چند سال می­تونه باشه
Before it's washed to the sea?

پیش از آنکه در دریا غرق بشه؟
Yes, how many years can some people exist

بله، برخی از مردم چند سال می­تونند باشند
Before they're allowed to be free?

پیش از آنکه بهشون اجازه آزادی داده بشه؟
Yes, how many times can a man turn his head

بله، یه مرد چند بار می­تونه سرش رو برگردونه
Pretending he just doesn't see?

و وانمود کنه که چیزی ندیده؟
The answer my friend is blowing in the wind

پاسخ، دوست من، داره بر باد می­ره
The answer is blowing in the wind

پاسخ، داره بر باد می­ره

***

Yes, how many times must a man look up

بله، یه مرد چند بار باید به بالا نگاه کنه
Before he can see the sky?

تا بتونه آسمون رو ببینه؟
Yes, how many ears must one man have

بله، یه مرد چند تا گوش باید داشته باشه
Before he can hear people cry?

تا بتونه صدای گریه­ ی مردم رو بشنوه؟

Yes, how many deaths will it take till he knows
بله، چه قدر مرگ و میر باید پیش بیاد تا بِشِه فهمید

That too many people have died?

که خیلی­ ها مردن؟

The answer my friend is blowing in the wind

پاسخ، دوست من، داره بر باد می­ره
The answer is blowing in the wind

پاسخ، داره بر باد می­ره
***





نوع مطلب : Bod dylan، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 11 خرداد 1393

Your breath is sweet

نفس­ ات شیرینه
Your eyes are like two jewels in the sky

چشمات شبیه دو گوهر در آسمونه
Your back is straight, your hair is smooth

بالا بلندی، موهات صافه
On the pillow where you lie

روی بالشی که سرت رو گذاشتی

***

But I don't sense affection

اما من مهر و محبتی رو احساس نمی­کنم
No gratitude or love

نه قدردانی، نه عشقی رو
Your loyalty is not to me

وفاداریت برای من نیست
But to the stars above

بلکه برای ستاره­ های بالای سَرِته

***

One more cup of coffee for the road

یه فنجون قهوه دیگه برای جاده
One more cup of coffee 'fore I go

یه فنجون قهوه دیگه پیش از رفتن من
To the valley below

به سوی پایین دره

***

Your daddy, he's an outlaw

پدرت یه قانون شکنه
And a wanderer by trade

و به خاطر تجارت در رفت و آمده
He'll teach you how to pick and choose

او به تو چیدن و انتخاب کردنو یاد می­ده
And how to throw the blade

و اینکه یه شمشیر رو چطور پرتاب کنی

***

He oversees his kingdom

او از قلمرو پادشاهیش مراقبت می­کنه
So no stranger does intrude

تا اینکه غریبه­ ای نفوذ نکنه
His voice, it trembles as he calls out

صداش می­لرزه، زمانی که تقاضای
For another plate of food

یه پشقاب غذای دیگه می­کنه

***

One more cup of coffee for the road

یه فنجون قهوه دیگه برای جاده
One more cup of coffee 'fore I go

یه فنجون قهوه دیگه پیش از رفتن من
To the valley below

به سوی پایین دره

***

Your sister sees the future

خواهرت آینده رو می­بینه
Like your mama and yourself

مثل خودت و مادرت
You've never learned to read or write

تو هرگز خوندن و نوشتن رو یاد نگرفتی
There's no books upon your shelf

در طاقچه­ ی تو هیچ کتابی نیست

***

And your pleasure knows no limits

و لذت­هات حدی رو نمی­شناسه
Your voice is like a meadowlark

صدات شبیه یه مرغ دریاییه
But your heart is like an ocean

اما قلبت مثل یه اقیانوسه
Mysterious and dark

اسرارآمیز و تاریک

***

One more cup of coffee for the road

یه فنجون قهوه دیگه برای جاده
One more cup of coffee 'fore I go

یه فنجون قهوه دیگه پیش از رفتن من
To the valley below

به سوی پایین دره

***





نوع مطلب : Bod dylan، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 5 اردیبهشت 1393

Trust yourself

خودت رو باور کن

Trust yourself to do the things that only you know best

خودت رو باور کن در انجام آن چه که بهتر می­دانی

Trust yourself

خودت رو باور کن

Trust yourself to do what's right and not be second-guessed

خودت رو باور کن که آنچه که درست است انجام می­دی و بعد از انجام خودت رو مورد حدس و قیاس قرار نده

Don't trust me to show you beauty

باور نکن که من زیبائی رو نشونت بدم

When beauty may only turn to rust

وقتی که زیبائی تنها می­تواند رنگ ببازد

If you need somebody you can trust, trust yourself

اگر نیاز داری کسی را باور کنی، خودت رو باور کن

***

Trust yourself

خودت رو باور کن

Trust yourself to know the way that will prove true in the end

خودت رو باور کن در شناختن راهی که درستی آن سرانجام آشکار می­شود

Trust yourself

خودت رو باور کن

Trust yourself to find the path where there is no if and when

خودت رو باور کن در کشف راهی که در آن «اگر» و «مگر» نباشد

Don't trust me to show you the truth

باور نکن که من حقیقت رو نشونت بدم

When the truth may only be ashes and dust

وقتی که حقیقت تنها می­تواند خاکستر و غبار باشد

If you want somebody you can trust, trust yourself

اگر نیاز داری کسی رو باور کنی، خودت رو باور کن

***

Well, you're on your own, you always were

خوب، توئی و خودت، همیشه چنین بوده ­ای

In a land of wolves and thieves

در سرزمین گرگ­ها و دزدها

Don't put your hope in ungodly man

به انسان بی خدا امید نبند

Or be a slave to what somebody else believes

یا بندة باورهای دیگری نباش

***

Trust yourself

خودت رو باور کن

And you won't be disappointed when vain people let you down

و خود را نخواهی باخت آنگاه که ناکسان به تو پشت کنند

Trust yourself

خودت رو باور کن

And look not for answers where no answers can be found

و برای پاسخ، آن­جا را که پاسخی در آن یافت نمی­شود، جستجو نکن

Don't trust me to show you love

باور نکن که من عشق رو نشونت بدم

When my love may be only lust

وقتی که عشق من تنها می­تونه شهوت باشه

If you want somebody you can trust, trust yourself

اگر نیاز داری کسی رو باور کنی، خودت رو باور کن

***

You, you got to trust yourself …

تو، خودت رو باور داشته باش

***





نوع مطلب : Bod dylan، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 18 فروردین 1393

Mama, take this badge off of me

ماما، این نشان را از سینه ­ام بردار

I can't use it anymore

دیگه نمی­تونم از اون استفاده کنم

It's getting dark, too dark to see

داره تاریک می­شه، تاریک­تر از اون که بتونم جائی رو ببینم

I feel like I'm knocking on heaven's door

حس می­کنم دارم بر در بهشت می­کوبم

***

Knock, knock, knocking on heaven's door

تق، تق، تق، بر در بهشت می­کوبم

Knock, knock, knocking on heaven's door

تق، تق، تق، بر در بهشت می­کوبم

Knock, knock, knocking on heaven's door

تق، تق، تق، بر در بهشت می­کوبم

Knock, knock, knocking on heaven's door

تق، تق، تق، بر در بهشت می­کوبم

***

Mama, put my guns in the ground

ماما، تفنگ­هام را در خاک کن

I can't shoot them anymore

دیگه نمی­تونم با اون­ها شلیک کنم

That long black cloud is coming down

اون ابر سیاه بلند داره پایین می­آد

I feel like I'm knocking on heaven's door

حس می­کنم دارم بر در بهشت می­کوبم

***

Knock, knock, knocking on heaven's door

تق، تق، تق، بر در بهشت می­کوبم

Knock, knock, knocking on heaven's door

تق، تق، تق، بر در بهشت می­کوبم

Knock, knock, knocking on heaven's door

تق، تق، تق، بر در بهشت می­کوبم

Knock, knock, knocking on heaven's door

تق، تق، تق، بر در بهشت می­کوبم

***




نوع مطلب : Bod dylan، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 8 فروردین 1393

When you're sad and when you're lonely

وقتی که غمگینی و وقتی که تنها و بی­ کسی
And you haven't got a friend

و هیچ دوستی نداری
Just remember that death is not the end

فقط اینو به یاد بیار که مرگ پایان (زندگی) نیست

***

And all that you held sacred

و وقتی که تمام کارهایی که برات مقدسند
Falls down and does not mend

رو نمی­تونی درست انجام بدی و نمی­تونی اشتباهاتت رو جبران کنی
Just remember that death is not the end

فقط اینو به یاد بیار که مرگ پایان (زندگی) نیست

***

Not the end, not the end

پایان نیست، پایان نیست
Just remember that death is not the end

فقط اینو به یاد بیار که مرگ پایان (زندگی) نیست

***

When you're standing on their crossroads

وقتی در دو راهی اون­ها ایستادی
That you cannot comprehend

اونجایی که چیزی رو هم نمی­فهمی و درک نمی­کنی
Just remember that death is not the end

فقط اینو به یاد بیار که مرگ پایان (زندگی) نیست

***

And all your dreams have vanished

وقتی که تمام رویاها و آرزوهایی که داری، از بین می­رن
And you don't know what's up the bend

و نمی­دونی که همه­ ی کوشش و زحمتت چی شد
Just remember that death is not the end

فقط اینو به یاد بیار که مرگ پایان (زندگی) نیست

***

Not the end, not the end

پایان نیست، پایان نیست
Just remember that death is not the end

فقط اینو به یاد بیار که مرگ پایان (زندگی) نیست

***

When the storm clouds gather round you

وقتی که طوفان توده­ ی ابرها رو دور تو جمع می­کنه
And heavy rains descend

و بارون سنگینی می­باره
Just remember that death is not the end

فقط اینو به یاد بیار که مرگ پایان (زندگی) نیست

***

And there's no one there to comfort you

وقتی کسی نیست که دلداریت بده
With a helping hand to lend

با یه دست یاری که به تو معطوف بشه
Just remember that death is not the end

فقط اینو به یاد بیار که مرگ پایان (زندگی) نیست

***

Not the end, not the end

پایان نیست، پایان نیست
Just remember that death is not the end

فقط اینو به یاد بیار که مرگ پایان (زندگی) نیست

***



ادامه مطلب


نوع مطلب : Bod dylan، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 20 اسفند 1392

I once held her in my arms

یکبار او را در آغوش گرفتم

She said she would always stay

او می­ گفت که همیشه با من می­ماند

But I was cruel

اما خشن بودم

I treated her like a fool

با او مثل یه ابله رفتار کردم

I threw it all away

همه چیز رو خراب کردم

***

Once I had mountains in the palm of my hand

روزگاری، کوه­ ها در کف دست داشتم

And rivers that ran through every day

و رودهایی که هر روز از میان آنها می­گذشتند

I must have been mad

بایستی دیوانه بوده باشم

I never knew what I had

نمی­ فهمیدم چه در کف دارم

Until I threw it all away

تا آن که همه چیز رو خراب کردم

***

Love is all there is, it makes the world go around

عشق همه چیز است، جهان را به گردش درمی­ آورد

Love and only love, it can't be denied

عشق و تنها عشق، نمی­توان انکارش کرد

No matter what you think about it

مهم نیست که درباره ­اش چه فکر می­کنی

You just won't be able to do without it

نمی­توان بی عشق سر کرد

Take a tip from one who's tried

از آزموده عبرت بگیر

***

So if you find someone that gives you all of her love

پس اگر کسی همة عشقش را به تو بخشید

Take it to your heart, don't let it stray

آن را در قلبت جای بده و مگذار از کفت برود

For one thing that's certain

چون یک چیز مسلم است

You will surely be a-hurting

حتماً دلت می­شکنه

If you throw it all away

اگر همه چیز رو خراب کنی





نوع مطلب : Bod dylan، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 13 اسفند 1392

I'm out here a thousand miles from my home

اینجا، هزار مایل از خونه ­ام دورم

Walking a road other men have gone down

از راهی می­گذرم که مردهای دیگری هم طی کردن

I'm seeing a new world of people and things

یه دنیای جدید رو تماشا می­کنم، دنیایی از انسان­ها و چیزها

Hear paupers and peasants and princes and kings

دنیایی از فقیرها و دهقان­ها و شاهزاده­ ها و پادشاه­ ها

***

Hey hey Woody Guthrie I wrote you a song

هِی، هِی، وودی گاتری، برایت ترانه­ ای ساخته­ ام

About a funny old world that's coming along

دربارة دنیای مسخرة قدیمی­ ای که داره سر می­رسه

Seems sick and it's hungry, it's tired and it's torn

بیمار به نظر می­ آد و گرسنه است، خسته است و فرسوده

It looks like it's dying and it's hardly been born

به نظر می­ آد داره می­میره، در حالی که مشکل بشه گفت که به دنیا اومده

***

Hey Woody Guthrie but I know that you know

هِی، وودی گاتری، اما من می­دونم که تو

All the things that I'm saying and a many times more

همه چیزهایی را که دارم می­گم میدونی و خیلی هم بیشتر می­دونی

I'm singing you the song but I can't sing enough

دارم برات این ترانه رو می­خونم، اما ترانة من رسا نیست

'Cause there's not many men that've done the things that you've done

چون کارهایی که تو کرده ­ای، کمتر کسی کرده است

***

Here's to Cisco and Sonny and Leadbelly too

همین طور برای «سیسکو» و «سانی» و «لیدبلی»

And to all the good people that travelled with you

و تمام آدم­های خوبی که با تو همسفر بودن

Here's to the hearts and the hands of the men

برای قلب­ها و دست­های مردانی

That come with the dust and are gone with the wind

که با گرد و غبار از راه رسیدند و بر باد رفتند

***

I'm leaving tomorrow but I could leave today

دارم فردا می­رم، اما می­تونستم امروز برم

Somewhere down the road someday

یه جایی، یه روزی راه می­افتم

The very last thing that I'd want to do

آخرین کاری که دوست دارم انجام بدم

Is to say I've been hitting some hard travelling too

اینه که بگم من هم سفرهای سختی کرده­ ام

***





نوع مطلب : Bod dylan، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 22 بهمن 1392

Come gather 'round people

جمع شین مردم

Wherever you roam

هر جایی که دارین می­گردین

And admit that the waters

و قبول کنین که آب­های

Around you have grown

دور و برتون داره بالا می­یاد

And accept it that soon

و بپذیرین که چیزی نمی­گذره که

You'll be drenched to the bone

تا مغز استخونتون خیس می­شه

If your time to you is worth saving

اگر عمرتون براتون ارزش نجات دادن داره

Then you better start swimming

پس بهتره شروع کنین به شنا کردن

Or you'll sink like a stone

و گرنه مثل سنگ می­رین زیر آب

For the times they are a-changing

چون که زمانه داره عوض می­شه

***

Come writers and critics

جمع شین نویسنده­ ها و منتقدها

Who prophesize with your pen

که با قلم­تون پیشگویی می­کنین

And keep your eyes wide

و چشماتون رو خوب باز کنین

The chance won't come again

فرصت دیگه پیش نمی­یاد

And don't speak too soon

هنوز خیلی زوده که چیزی بگین

For the wheel's still in spin

چون چرخ هنوز داره می­چرخه

And there's no telling who that it's naming

و نمی­شه گفت که کی اسمش در میاد

'Cause the loser now

چون بازنده امروز

Will be later to win

برنده فردا است

For the times they are a-changing

چون زمانه داره عوض می­شه

***



ادامه مطلب


نوع مطلب : Bod dylan، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 16 بهمن 1392

I love you more than ever, more than time and more than love

تو را بیش از هر زمان دوست دارم، بیش از زمان و بیش از دوست داشتن

I love you more than money and more than the stars above

تو را بیش از پول دوست دارم و بیش از ستارگان آسمان
I love you more than madness, more than waves upon the sea

دوستت دارم بیش از جنون و بیش از امواج دریا
I love you more than life itself, you mean that much to me.

بیش از خود زندگی دوستت دارم، برایم این چنین هستی

***

Ever since you walked right in the circle's been complete

از آن زمان که پا در میان نهادی حلقه کامل شده
I've said goodbye to haunted rooms and faces in the street

من با اتاق­های نفرین شده و چهره­ های در خیابان وداع کردم
In the courtyard of the jester which is hidden from the sun

با حیاط پشتی مسخره ­ای که از آفتاب پنهونه
I love you more than ever and I haven't yet begun.

تو را بیش از همیشه دوست دارم و این تازه شروع کاره.

***
You breathed on me and made my life a richer one to live

بر من دمیدی و زندگی­ ام را سرشار کردی
When I was deep in powerty you taught me how to give

آن زمان که در نهایت فقر بودن، مرا آموختی که چگونه ببخشم
Dried the tears up from my dreams and pulled me from the hole

اشک را از رویاهایم پاک کردی و مرا از چاله بیرون کشیدی
I love you more than ever and it binds me to this all.

تو را بیش از همیشه دوست دارم و این عشق برای همیشه با من هست

***

You gave me babies, one, two, three, what is more, you saved my life

برایم بچه آوردی، یکی، دو تا، سه تا و مهم­تر از آن زندگی­ ام را نجات دادی
Eye for eye and tooth for tooth, your love cuts like a knife

چشم در برابر چشم، دندان در برابر دندان، عشق تو چون تیغ می­برد

My thoughts of you don't ever rest, they'd kill me if I lie

هیچوقت فکرت از سرم بیرون نمی­ره، مرا بُکُشند اگر دروغ بگویم
But I'd sacrifice the world for you and watch my senses die.

اما جهان را فدای تو می­کنم و حواسم را که می­میرد نظاره می­کنم

***



ادامه مطلب


نوع مطلب : Bod dylan، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 10 بهمن 1392

If not for you

اگر تو نبودی

Babe, I couldn't find the door

عزیزم، در را پیدا نمی­کردم

Couldn't even see the floor

حتی زیر پایم را نمی­دیدم

I'd be sad and blue

غمگین و افسرده می­ بودم

If not for you

اگر تو نبودی

***

If not for you

اگر تو نبودی

Babe, I'd lay awake all night

عزیزم، تمام شب بیدار می­ماندم

Wait for the morning light

چشم به راه تابش بامدادی

To shine in through

تا به درون بتابد

But it would not be new

اما تازه نمی­ بود

If not for you

اگر تو نبودی

***

If not for you

اگر تو نبودی

My sky would fall

آسمان من فرو می­ افتاد

Rain would gather too

باران هم جمع می­شد

Without your love I'd be nowhere at all

بی عشق تو من جائی نبودم

I'd be lost if not for you

بی تو، گمگشته بودم

And you know it's true

و تو می­دانی که این واقعیتی است

***

If not for you

اگر تو نبودی

My sky would fall

آسمان من فرو می ­افتاد

Rain would gather too

باران هم جمع می­شد

Without your love I'd be nowhere at all

بی عشق تو، من هیچ جایی نبودم

Oh! what would I do

آه، چه می­کردم

If not for you

اگر تو نبودی

***

If not for you

اگر تو نبودی

Winter would have no spring

بهار به دنبال زمستان نمی­ آمد

Couldn't hear the robin sing

آواز سینه سرخ را نمی­ شنیدم

I just wouldn't have a clue

و راهنمایی نداشتم

Anyway it wouldn't ring true

و به هر صورت حقیقت به صدا در نمی­ آمد

If not for you

اگر تو نبودی

If not for you

اگر تو نبودی

If not for you

اگر تو نبودی

If not for you

اگر تو نبودی

If not for you

اگر تو نبودی




نوع مطلب : Bod dylan، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 12 دی 1392

There was a wicked messenger

پیامبر دروغینی بود

From Eli he did come

که از اِلای آمده بود

With a mind that multiplied the smallest matter

و ذهنی داشت که همه چیز را بزرگ می­کرد، حتی کوچکترین چیزها را

When questioned who had sent for him

وقتی از او پرسیدند چه کسی به دنبالش فرستاده

He answered with his thumb

با شست خود جواب داد

For his tongue it could not speak, but only flatter

زیرا با زبانش نمی­تونست حرف بزنه، فقط تملق می­گفت

***

He stayed behind the assembly hall

پشت سالن اجتماعات می­ ایستاد

It was there he made his bed

همان جا می­خوابید

Oftentimes he could be seen returning

بیشتر وقت­ها او را می­دیدند که برمی­گردد

Until one day he just appeared

تا اینکه یک روز پیدایش شد

With a note in his hand which read

و یادداشتی در دست داشت که در آن اینطور نوشته بود

"The soles of my feet, I swear they're burning"

«کف پاهایم، قسم می­خورم، دارن آتش می­گیرن»

***

Oh, the leaves began to falling

آه، برگ­ها شروع به ریختن کردند

And the seas began to part

و دریاها شروع کردند به جدا شدن

And the people that confronted him were many

و مردم زیادی در برابر او قد علم کردند

And he was told but these few words

و به او فقط این چند کلمه را گفتند

Which opened up his heart

که دلش را روشن کرد

"If ye cannot bring good news, then don't bring any"

«اگر نمی­تونی خبرهای خوب بیاوری، بهتره هیچ خبری نیاری»





نوع مطلب : Bod dylan، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 10 دی 1392


( کل صفحات : 2 )    1   2   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تحلیل آمار سایت و وبلاگ
 
   
تحلیل آمار سایت و وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات