ترانه های لاتین
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM

I'm on my time with everyone

در حال وقت­ گذرونی با هرکسی­ ام

I have very bad posture

حال خیلی بدی دارم

***

Sit and drink Pennyroyal Tea

بشین و چای پنی­ رویال بنوش

Distill the life that's inside of me

زندگی که درون من هست رو بیرون بکش

Sit and drink Pennyroyal Tea

بشین و چای پنی­ رویال بنوش

I'm anemic royalty

من عضو بی­حالی از خاندان سلطنتی­ ام

***

Give me a Leonard Cohen afterworld

در سرای باقی یه لئوناردو کوهن بهم بده

So I can sigh eternally

تا ابد همینطور می­تونم آه بکشم

***

I'm so tired I can't sleep

اونقدر خسته­ ام که نمی­تونم بخوابم

I'm a liar and a thief

یه دروغگو و یه دزدم

Sit and drink Pennyroyal Tea

بشین و چای پنی­ رویال بنوش

I'm anemic royalty

من عضو بی­حالی از خاندان سلطنتی­ ام

***

I'm on warm milk and laxatives

من روی شیر گرمو مسهلم

Cherry-flavored antacids

پاد اسیدی با طعم گیلاس

***

Sit and drink Pennyroyal Tea

بشین و چای پنی­ رویال بنوش

Distill the life that's inside of me

زندگی که درون من هست رو بیرون بکش

Sit and drink Pennyroyal Tea

بشین و چای پنی­ رویال بنوش

I'm anemic royalty

من عضو بی­حالی از خاندان سلطنتی­ ام

***





نوع مطلب : Nirvana، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 7 مهر 1393

Where do bad folks go when they die?

آدمای بد وقتی می­میرند، کجا می­رن؟

They don't go to heaven where the angels fly

به بهشت که فرشته­ ها تو اون پرواز می­کنند، نمی­رن

They go to the lake of fire and fry

به دریاچه­ ی آتش می­رن و سرخ می­شن

Won't see them again 'till the fourth of July

اونا رو دوباره نمی­بینی تا چهارم جولای

***
I knew a lady who came from Duluth

زنی رو می­شناختم از اهالی «دلوث»

She got bit by a dog with a rabid tooth

اونو یه سگ با دندونای هار گاز گرفته بود

She went to her grave just a little too soon

اون خیلی زود به قبرش رفت

And she flew away howling on the yellow moon

و نعره زنان بر ماه زرد، پر زد و رفت

***
Where do bad folks go when they die?

آدمای بد وقتی می­میرند، کجا می­رن؟

They don't go to heaven where the angels fly

به بهشت که فرشته­ ها تو اون پرواز می­کنند، نمی­رن

They go down to the lake of fire and fry

به پایین به دریاچه ­ی آتش می­رن و سرخ می­شن

Won't see them again 'till the fourth of July

اونا رو دوباره نمی­بینی تا چهارم جولای

***
Now the people cry and the people moan

حالا مردم گریه و زاری می­کنند و ضجه می­زنند

And they look for a dry place to call their home

و دنبال یه جای خشک می­گردند تا اسمش رو خونه بزارن

And try to find some place to rest their bones

و تلاش می­کنند تا جایی رو پیدا کنند برای استراحت استخون­ هاشون

While the angels and the devils

در همون زمان که فرشته­ ها و شیطان­ ها

Try to make them their own

تلاش می­کنند تا اون­ها رو مال خودشون کنند

***

Where do bad folks go when they die?

آدمای بد وقتی می­میرند، کجا می­رن؟

They don't go to heaven where the angels fly

به بهشت که فرشته­ ها تو اون پرواز می­کنند، نمی­رن

They go down to the lake of fire and fry

به پایین به دریاچه ­ی آتش می­رن و سرخ می­شن

Won't see them again 'till the fourth of July

اونا رو دوباره نمی­بینی تا چهارم جولای

***





نوع مطلب : Nirvana، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 5 مهر 1393

There are those who think that love comes with a lifetime guarantee

اینجا کسانی هستند که فکر می­کنند, عشقی که ایجاد می­شه دائمی و همیشگی است
But we know from those around us, that this may not always be

اما از پیرامونمون دریافتیم که همیشه چنین چیزی ممکن نیست
It's the simple things that come between a father and a son

بین یه پدر و یه پسر چیزای ساده ­ای وجود داره
But when they try to talk, the knives are out before they have begun

اما وقتی تلاش می­کنند تا با هم حرف بزنند، قبل از شروع کردن چاقوهاشون رو درمی­ یارن

***
Well that was me, and I have seen the light that shines for eternity

خوب، اون من بودم، نوری رو دیده­ ام که تا ابدیت می­درخشد
Because I learned to say the words "I love you"

چون یاد گرفته بودم که کلمات «دوستت دارم» رو بگم

***
So many hearts have been broken by the lies of history

قلب­های بسیار زیادی به خاطر دروغ­های تاریخ شکسته ­اند
And so many arms are still open for that final mystery

و آغوش­های بسیار زیادی هنوز برای اون راز نهایی گشوده ­اند
We must show respect for all the rest, and what a man believes

ما باید احتراممون رو به همه­ ی چیزایی که باقی موندند و به باورهای یه مرد نشون بدیم
And the one who died upon the cross, well he is the one for me

و اون کسی که بالای صلیب مُرد، خوب اون یگانه و بی­ همتاست برای من (اون برای من مُرد)
And he said: Come with me and you will see the light that shines for eternity

و او چنین گفت: با من بیا و نوری رو که تا ابدیت خواهد درخشید رو ببین
Be strong and learn to say the words "I love you"

قوی باش و یاد بگیر که کلمات «دوستت دارم» رو بگی

***
And this endless road that we are on just keeps on going round

و این راه بی­ پایانی که درآنیم در یه مسیر دوار ادامه می­ یابد
But there's one destination that always is here to be found

اما همواره یه مقصد وجود داره که همیشه در اینجا پیدا می­شه

***
So come with me, and you will see the light that shines for eternity

پس با من بیا و نوری رو که تا ابدیت خواهد درخشید رو ببین
Be strong and learn to say the words "I love you"

قوی باش و یاد بگیر که کلمات «دوستت دارم» رو بگی

Be strong and learn to say the words "I love you" the words "I love you"

قوی باش و یاد بگیر که کلمات «دوستت دارم» رو بگی، کلمات «دوستت دارم» رو

The words "I love you" the words "I love you"

کلمات «دوستت دارم» رو، کلمات «دوستت دارم» رو

***





نوع مطلب : Chris de burgh، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 28 شهریور 1393

I feel the wind blowing through my doorway

وزش باد از میان در رو احساس می­کنم
It's telling me that the summer's gone

اون به من می­گه که تابستون رو به اتمامه
And the winter waits in shadow, waiting with the storm

و زمستون در اون سایه و سیاهی منتظره، منتظره با طوفان
***
I am old and my bones are weary

من آدم سالخورده­ ایم و استخوان­هایم فرسوده و ناتوانند
And my son he is all I have

و پسرم تمام چیزی است که دارم
But he has gone to fight for freedom, leaving with my heart

اما او رفته که برای آزدی بجنگه و با این کار قلب من رو هم با خودش برد

***
All my life I have loved this land, worked it with my hands

در تمام زندگیم عاشق این سرزمین بودم، با دستانم روی اون کار کردم و ساختمش
But can this freedom send the rain when seed is in the ground?

اما آیا این آزادی می­تونه بارون رو برامون بفرسته، زمانی که بذر در زمین هست؟

Can this freedom heal the pain and bring my boy back to me again?

آیا این آزادی می­تونه دردی رو التیام ببخشه و پسرم رو دوباره پیش من بگردونه؟
***
I watched them sail from the rocks below me

اون­ها رو دیدم که با کشتی­های بادبانی از میان صخره ­های زیر پام عبور کردند
'Twas like the sea in its endless rage

اون مانند خشم بی­ پایان دریا بود

Many fall on the road to freedom, dying on the stones

کشته­ ها و زخمی­ های زیادی در جاده به سوی آزدی، مرده­ هایی بر روی تخته سنگ­ها

***
All my life I have loved this land, worked it with my hands

در تمام زندگیم عاشق این سرزمین بودم، با دستانم روی اون کار کردم و ساختمش
But can your freedom send the rain when seed is in the ground?

اما آیا آزادیِ تو می­تونه بارون رو برامون بفرسته، زمانی که بذر در زمین هست؟

Can your freedom heal the pain and bring my boy back to me again?

آیا آزادیِ تو، می­تونه دردی رو التیام ببخشه و پسرم رو دوباره پیش من بگردونه؟
***
Late last night, as the world was sleeping, I dreamed my boy

دیشب دیرهنگام، که جهان در خواب بود، خواب پسرم رو دیدم
He was calling out, 'cos he was lost in some dark forest

اون منو صدا می­زد، چون در جنگلی خیلی تاریکی گم شده بود
And snow was falling down, falling on the ground

و برف می­ اومد، برف می­ اومد روی زمین

***





نوع مطلب : Chris de burgh، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 25 شهریور 1393

Once upon a time you dressed so fine

روزی، روزگاری خیلی خوب لباس می­پوشیدی

You threw the bums a dime in your prime, didn't you?

در جوانی به ولگردها پول می­دادی، این طور نیست؟

People'd call, say, "Beware doll, you're bound to fall"

مردم صدات می­کردن و می­گفتن «بپا عروسک، نزدیکه بیفتی»

You thought they were all kidding you

فکر می­کردی دارن باهات شوخی می­کنند

You used to laugh about

عادت داشتی بخندی

Everybody that was hanging out

به کسانی که معطلت بودند

Now you don't talk so loud

حالا دیگه بلند صحبت نمی­کنی

Now you don't seem so proud

دیگه اون قدرها مغرور به نظر نمی­ آیی

About having to be scrounging for your next meal

وقتی که می­خوای دنبال وعدة غذای بعدی­ ات بگردی

How does it feel?

چه مزه­ ای داره؟

How does it feel?

چه مزه­ ای داره؟

To be without a home

که بی­خانمان باشی

Like a complete unknown

مانند یه ناشناس کامل

Like a rolling stone

مانند یه خانه به دوش

***

You've gone to the finest school all right, Miss Lonely

به بهترین مدرسه­ رفتی، خیلی خوب، بانوی تنها

But you know you only used to get juiced in it

اما می­دونی توی مدرسه فقط تر و خشکت می­کردند

And nobody has ever taught you how to live on the street

و هیچ­کس به تو یاد نداد که توی خیابون چطور زندگی کنی

And now you find out you're gonna have to get used to it

و حالا می­بینی که باید به این عادت کنی

You said you'd never compromise

می­گفتی که هیچگاه سازش نخواهی کرد

With the mystery tramp, but now you realize

با ولگرد مرموز، اما حالا می­فهمی که

He's not selling any alibis

اون عذر و بهونه­ ی خودشو نمی­فروشه

As you stare into the vacuum of his eyes

در حالی که به خالی چشمانش خیره شده­ ای

And say do you want to make a deal?

از اون می­پرسی که می­خواد معامله کنه؟

***

(I)

How does it feel?

چه مزه­ ای داره؟

How does it feel?

چه مزه­ ای داره؟

To be on your own

که تنها باشی

With no direction home

و راهی به سوی خونه وجود نداشته باشه

Like a complete unknown

مانند یه ناشناس کامل

Like a rolling stone

مانند یه خانه به دوش

***



ادامه مطلب


نوع مطلب : Bod dylan، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 23 شهریور 1393

I'm walking

دارم قدم می­زنم
Through streets that are dead

از میان خیابون­هایی که مُردن
Walking

قدم می­زنم
Walking with you in my head

در ذهنم با تو قدم می­زنم

***
My feet are so tired

پاهام خیلی خسته شدن
My brain is so wired

ذهنم خیلی هیجان زده و عصبیه
And the clouds are weeping

و ابرها که انگار دارن زار می­زنند

***
Did I

آیا من
Hear someone tell a lie?

شنیدم که کسی داره دروغ می­گه؟
Did I

آیا من
Hear someone's distant cry?

صدای گریه ­ی کسی در دور دست­ها رو شنیدم؟

***

I spoke like a child

مثل یه بچه حرف زدم
You destroyed me with a smile

تو منو با یه خندت نابود کردی
While I was sleeping

هنگامی که من خواب بودم

***
I'm sick of love

من مریضِ عشقم
That I'm in the thick of it

که تا خرخره توش فرو رفتم
This kind of love

این طوریاست عشق
I'm so sick of it

من خیلی مریضِشم

***
I see

می­بینم
I see lovers in the meadow

عاشقان رو در چمن­زار می­بینم
I see

می­بینم
I see silhouettes in the window

نیم­رخ­ های سیاهی رو در پنجره می­بینم

***

I watch them 'til they're gone

تماشاشون می­کنم تا وقتی که محو بشن
And they leave me hanging on to a shadow

و اون­ها منو ترک می­کنند در حالی که در یه سایه محکم نگه داشته شدم

***
I'm sick of love

من مریضِ عشقم
I hear the clock tick

تیک تاک ساعت رو می­شنوم
This kind of love

اینطوریاست عشق
I'm lovesick

من دلباختم

***
Sometimes

بعضی وقتا
The silence can be like thunder

سکوت می­تونه مثل تندر باشه
Sometimes

بعضی وقتا
I wanna take to the road of plunder

می­خوام بزنم به جاده و چپاول کنم

***

Could you ever be true?

تو اصلاً می­تونی واقعی باشی؟
I think of you and I wonder

به تو فکر می­کنم و در شگفتم
***



ادامه مطلب


نوع مطلب : Bod dylan، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 21 شهریور 1393

There she stood in an empty room, heard a voice from another time

اونجا اون در یه اتاق خالی ایستاده بود، یه صدایی از یه زمان دیگه ­ای شنیده می­شد
And the memories came rolling back of Leningrad in the war

و حافظه ­ها به عقب حرکت کردند، به زمان لنینگراد در جنگ

***
For the girl in the photograph, much had changed in the years that passed

برای دختری که توی عکسه، توی این سال­ها خیلی چیزا عوض شده
But her longing for the boy she loved was still the same since the war

اما شور و اشتیاق اون به پسری که عاشقش بود، از زمان جنگ تا به امروز تغییری نکرده

***
It was a moonless night upon the road of life, when he'd held her to say goodbye

شبی بدون ماه بر روی جاده­ ی زندگی، هنگامی که پسر برای خداحافظی جلوی اون رو گرفته بود
Many more would survive, for he stayed behind to help them live again

عده­ ی زیادی نجات می­ یافتند، به خاطر اینکه برای کمک به زندگی مجدد اون­ها، اون پسر در منطقه­ ی دشمن جاگذاشته شد
***
When they met at the garden gate, tears would fall from a deep embrace

هنگامی که اون­ها در دروازه­ ی باغ همدیگه رو ملاقات کردند، اشکش­هاشون از یه در آغوش کشیدن عمیق جاری شد
For she never knew what happened to the boy she loved in the war

گرچه اون هرگز نفهمید که در جنگ برای پسری که عاشقش بود چه اتفاقی افتاد

***
Back in those happy days, before the soldiers came

برگشتی به اون روزای شاد، قبل از اینکه سربازا بیان
To break down the ones who remained

برای از پا درآوردن کسانی که باقی مونده بودند
And they only survived, who could learn to die, and live to fight again

و اون­ها فقط نجات پیدا کردند، کسانی که یادگرفته بودند بمیرند، و زنده موندند تا دوباره بجنگند

***
There she stood in an empty room, heard a voice from another time

اونجا اون در یه اتاق خالی ایستاده بود، یه صدایی از یه زمان دیگه­ ای شنیده می­شد
And the memories came rolling back of Leningrad in the war

و حافظه­ های اون­ها به عقب حرکت کردند، به زمان لنینگراد در جنگ

***





نوع مطلب : Chris de burgh، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 15 شهریور 1393

I heard a voice so pure and easy, a songbird singing for me

یه صدای بی­ آلایش و صاف و ساده­ ای رو شنیدم، یه پرنده­ ی آوازخوان برام آواز می­خوند
I had no choice, only to listen, and surrender to her world

چاره­ ی دیگه ­ای نداشتم، جز اینکه فقط گوش کنم و تسلیم دنیای اون بشم
And she will fly over the rainbow

و او بر فراز رنگین­ کمان پرواز خواهد کرد
She will walk in fields of gold

در مزارع طلا پرسه خواهد زد
And when she sings from the high walls of Heaven

و در اون زمان از فراز بلندترین دیوارهای بهشت می­خونه که
Will the angels cry like me?

آیا فرشتگان مانند من خواهند گریست؟

***
At first alone, then with hundreds around me

در ابتدا تنها بودم، بعدش هزاران نفر دور و برم اومدن
Enchanted by her song

مسحور شده با آوازش

But as the day is done, and the darkness is falling

اما با پایان روز، و سرازیر شدن تاریکی
The songbird sings no more

پرنده­ ی آوازخوان دیگه نخوند

***
And now she flies over the rainbow

و حالا بر فراز رنگین­ کمان پرواز می­کنه
And she walks in fields of gold

و در مزارع طلا پرسه می­زنه

And when she sings from the high walls of Heaven

و در اون زمان از فراز بلندترین دیوارهای بهشت می­خونه که
Will the angels cry like me?

آیا فرشتگان مانند من خواهند گریست؟
***
And when she sings from the high walls of Heaven

و در اون زمان از فراز بلندترین دیوارهای بهشت می­خونه که

Will the angels cry like me? will the angels cry like me?

آیا فرشتگان مانند من خواهند گریست؟ آیا فرشتگان مانند من خواهند گریست؟

***





نوع مطلب : Chris de burgh، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 11 شهریور 1393

Snow is falling, snow is falling on the ground

برف میاد، برف میاد روی زمین
In the forest, in the forest there's no sound

در جنگل، در جنگل هیچ صدایی نیست
A shallow grave is where we lie

جایی که ما درون اون خوابیدیم یه قبر کم عمقه
The boys and men who died

پسرها و مردانی که مُردند
And snow is falling on the ground

و برف میاد روی زمین
And we are calling to be found

و ما فراخوانده می­شیم تا پیدا بشیم

***
And the seasons, and the seasons come and go

و فصل­ها، و فصل­ها میان و میرن
In the springtime, birds will sing and flowers grow

در فصل بهار، پرندگان می­خونند و گل­ها رشد می­کنند
At summer's end, the autumn breeze

در انتهای تابستان، نسیم ملایم پاییز می­ وزه
Will whisper through the trees

از میان درختان زمزمه و نجوا می­کنه
And leaves are falling on the ground

و برگ­ها بر روی زمین می­افتند
And we are calling to be found

و ما فراخوانده می­شیم تا پیدا بشیم

***
And in our homes, so many tears

در خانه­ هایمان اشک­های بسیاری است
They don't know where we have gone

آن­ها نمی­دانند که ما به کجا رفته­ ایم
And snow is falling on the ground

و برف میاد روی زمین
And we are calling to be found

و ما فراخوانده می­شیم تا پیدا بشیم

We are calling to be found......

ما فراخوانده می­شیم تا پیدا بشیم ......

***





نوع مطلب : Chris de burgh، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 27 مرداد 1393

I wanna know if dreams can come true

می­خوام بدونم که آیا رویاها می­تونند به حقیقت بپیوندند

I’m ready to start it with you

آماده ­ام تا اونو با تو شروع کنم

Thought I never knew how deep love is

گرچه هرگز نمی­دونستم که عشق چقدر می­تونه عمیق باشه

You’re the only one I sure miss

مطمئنم تو تنها کسی هستی که گُمش کرده بودم

***

Everytime seeing you walk away

هربار که تو رو در حال رَد شدن می­بینم

You drive me crazy, so crazy please stay

دیوونه می­شم، خیلی دیوونه می­شم، لطفاً بمون

Come baby hold me tight, I swear it’s true

بیا عزیزم و منو سخت در آغوش بگیر، قسم می­خورم که عشقم به تو حقیقت داره

I’m living to love you, love you, love you

من دارم زندگی می­کنم که به تو عشق بورزم، دوستت دارم، دوستت دارم

***

I’m living to love you, oh it’s crazy but true

من دارم زندگی می­کنم که به تو عشق بورزم، آه این دیوونگیه اما حقیقت داره

I’m living to love you, no one can save me but you

من دارم زندگی می­کنم که به تو عشق بورزم، هیچکس جز خودت نمی­تونه منو نجات بده

I’m living to love you, till the end of my time

من دارم زندگی می­کنم که به تو عشق بورزم، تا پایان عمرم

I’m living to love you, love you, love you, love you

من دارم زندگی می­کنم که به تو عشق بورزم، دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم

I’m living to love you, love you, love you, love you

من دارم زندگی می­کنم که به تو عشق بورزم، دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم

***

Will you come to the fantasy I got?

آیا قدم به این رویاهای من می­گذاری؟

I’m ready to run, if you’re not

من برای رویاپردازی با تو آماده ­ام، اگه تو نیستی

And here is promise I can keep

و این قولی هست که می­تونم به تو بدم

I won’t let you down in time of need

بهت اجازه نمی­دم زمانی که باید باشی، عقب بشینی

***

And if I touch you to me it’s a thrill

و اگه تو رو لمس کنم، به هیجان می­رسم

You’ve got this magic, I swear it’s for real

تو این جادو رو داری، قسم می­خورم که این حقیقت داره

I know it’s crazy, so crazy but true

می­دونم دیوونگیه، خیلی هم دیوونگیه اما حقیقت داره

I’m living to love you, love you, love you

من دارم زندگی می­کنم که به تو عشق بورزم، دوستت دارم، دوستت دارم

***

I’m living to love you, oh it’s crazy but true

من دارم زندگی می­کنم که به تو عشق بورزم، آه این دیوونگیه اما حقیقت داره

I’m living to love you, no one can save me but you

من دارم زندگی می­کنم که به تو عشق بورزم، هیچکس جز خودت نمی­تونه منو نجات بده

I’m living to love you, till the end of my time

من دارم زندگی می­کنم که به تو عشق بورزم، تا پایان عمرم

I’m living to love you, love you, love you, love you

من دارم زندگی می­کنم که به تو عشق بورزم، دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم

I’m living to love you, love you, love you, love you

من دارم زندگی می­کنم که به تو عشق بورزم، دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم

***

Oh I was born to fall in love with you

آه من به این دنیا اومدم تا عاشق تو باشم

I know it’s crazy girl so crazy but true

دختر می­دونم این دیوونگیه، خیلی هم دیوونگیه اما حقیقت داره

We were born to fall in love

ما به دنیا اومدیم که عاشق هم باشیم

Yes were born to fall in love

آره، ما به دنیا اومدیم که عاشق هم باشیم

***



ادامه مطلب


نوع مطلب : Dj bobo، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 24 مرداد 1393

The last time I cried, I was sitting home

آخرین باری که گریستم، در خانه نشسته بودم
And it was deep in the night

و پاسی از شب گذشته بود
Staring at the shadows and the flickering lights

به سایه­ ها و سوسوی چراغ­ها خیره شده بودم
Giving all that I had, to take them away

تمام چیزی که داشتم رو می­دم، تا از دستشون رها بشم
Giving all that I had, to make them pay

تمام چیزی که داشتم رو می­دم، تا با اونا تسویه حساب کنم
***
The last time I cried, I could see the people

آخرین باری که گریستم، تونستم مردمی رو ببینم
Long ago in the rain

که مدت زیادی پیش از آن زیر بارون ایستاده بودند
Waiting as the soldiers put them all on a train

سربازانی منتظر که در یه تِرن چپانده شده بودند
And the hands on the bars, the eyes full of tears

و دستانی بر روی میله ­ها، چشمانی پر از اشک
And the word is the same, for a thousand years

و کلامی یکسان برای هزار سال

***
Eli Eli Lama, oh Lord, you have forsaken me

آه خدایا، تو منو رها کردی
Eli Eli Lama, oh Lord, you have forsaken me

آه خدایا، تو منو رها کردی

***
The last time I cried, I could not believe it

آخرین باری که گریستم، باورم نمی­شد
When I held on a face

هنگامی که به یه صورت خیره شدم
Staring at a soldier with his gun in the rain

به صورت یه سرباز که با اسلحه­ اش زیر باران ایستاده بود، خیره شدم
It was the face of a child, my child here asleep

صورتش کودکانه بود، مثل بچه­ ی من که اینجا خوابیده
And the soldier who smiled, the man was me

و آن سربازی که لبخند زد، خود من بودم

***
Eli Eli Lama, oh Lord, you have forsaken me

آه خدایا، تو منو رها کردی
Eli Eli Lama, oh why, have you forsaken me?

آه، چرا منو رها کردی؟

***
Eli Eli Lama, oh Lord, you have forsaken me

آه خدایا، تو منو رها کردی

***
The last time I cried, the last time I cried

آخرین باری که گریستم، آخرین باری که گریستم
The last time I cried, the last time I cried

آخرین باری که گریستم، آخرین باری که گریستم

The last time I cried, the last time I cried

آخرین باری که گریستم، آخرین باری که گریستم

The last time I cried, the last time I cried

آخرین باری که گریستم، آخرین باری که گریستم
The last time

آخرین بار

***





نوع مطلب : Chris de burgh، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 21 مرداد 1393

When I was young

وقتی جوون بودم

I took my feeling just for fun

احساساتم رو به شوخی می­گرفتم

I never knew how long I stay with someone

هرگز نمی­دونستم که چه مدت با کسی می­مونم

Never really care to know

واقعاً هرگز نخواستم بدونم

Now times are changing

حالا زمونه تغییر کرده

Been through every high and low

از میان هر فراز و نشیبی

And falling into all affections

و با وجود همه ­ی وابستگی­ها

But thing that is true

اما چیزی که حقیقت داره

It’s the best thing I share with you

بهترین چیزی هست که من با تو تقسیم کردم

***

Love is forever

عشق جاودانه است

Forever in your arms

همیشه در آغوش تو

And all I need is to hold you

و تمام چیزی که من نیاز دارم از تو بدست آوردم

Hold you like no one before

چیزی که از تو گرفتم، قبلاً از هیچ کس دیگه­ ای بدست نیاورده بودم

And never let you go

و هرگز نمی­زارم بری

Love is forever

عشق جاودانه است

***

Then I met you

وقتی تو رو دیدم

And I was feeling so alive, baby

و احساس زنده بودن به من دست داد، عزیزم

A joy like this I’ve never seen before

یه شادی و نشاطی که قبلا اصلاً ندیده بودم

In the best years of my life

در بهترین سال­های زندگیم

Gone all the bad time

زمان به بدترین شکل ممکن گذشت

Never knowing where to go

هرگز نمی­دونستم که به کجا برم

Wandering around in darkness

در تاریکی اطرافم سرگردان بودم

Now my days are bright

حالا روزهای من روشنند

Cause you’re the sunlight in my life

چون تو، تابش خورشید زندگی من هستی

***



ادامه مطلب


نوع مطلب : Modern talking، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 13 مرداد 1393

Man thinks 'cause he rules the earth he can do with it as he please

انسان فکر می­کند بر زمین حاکم است و می­تواند هر چه می­خواهد با آن بکند

And if things don't change soon, he will

و اگر اوضاع زود تغییر نکند، این کار را خواهد کرد

Oh, man has invented his doom

آه، انسان نابودی خود را اختراع کرده است

First step was touching the moon

گام اول، رفتن به ماه بود

***

Now, there's a woman on my block

اکنون زنی در کوی من است

She just sit there as the night grows still

آنجا می­نشیند، در آن هنگام که شب آرام می­شود

She say who gonna take away his license to kill?

می­پرسد چه کسی جواز کشتن را از دست انسان خواهد گرفت؟

***

Now, they take him and they teach him and they groom him for life

اکنون، انسان را می­برند و آموزشش می­دهند و برای زندگی آماده­ اش می­کنند

And they set him on a path where he's bound to get ill

و او را در راهی می­اندازند که بیمارش خواهد کرد

Then they bury him with stars

آنگاه او را با ستارگان دفن می­کنند

Sell his body like they do used cars

بدنش را چون ماشین­های اسقاط می­فروشند

***

Now, there's a woman on my block

اکنون زنی در کوی من است

She just sit there facing the hill

آنجا می­نشیند، رو به تپه

She say who gonna take away his license to kill?

می­پرسد چه کسی جواز کشتن را از دست انسان خواهد گرفت؟

***

Now, he's hell-bent for destruction, he's afraid and confused

اکنون او کمر به ویرانگری بسته است، می­ترسد و گیج است

And his brain has been mismanaged with great skill

و مغزش را با مهارت بسیار به هم ریخته ­اند

All he believes are his eyes

فقط چشمانش را باور دارد

And his eyes, they just tell him lies

و چشمانش، فقط به او دروغ می­گویند

***

But there's a woman on my block

اما زنی در کوی من است

Sitting there in a cold chill

آنجا می­نشیند، در سرما می­لرزد

She say who gonna take away his license to kill?

می­پرسد چه کسی جواز کشتن را از دست انسان خواهد گرفت؟

***

May be a noisemaker, spirit maker

ممکنه سر و صدا بپاکنی، جان ببخشی

Heartbreaker, backbreaker

دل بشکنی، کمر بشکنی

Leave no stone unturned

هیچ سنگی نماند که آن را برنگردانده باشی

May be an actor in a plot

ممکن است عامل یک توطئه باشی

That might be all that you got

شاید آن تنها چیزی است که می­توانی داشته باشی

Til your error you clearly learn

تا آنکه به روشنی بر اشتباهت آگاه شوی

***



ادامه مطلب


نوع مطلب : Bod dylan، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 27 تیر 1393

A woman’s heart is filled with passion

قلبِ یه زن سرشار است از عشق و شهوت

A woman’s heart is filled with lust

قلبِ یه زن سرشار است از شوق و اشتیاقِ زیاد

If you don’t believe that these things happen

اگر تو به این چیزا باور نداری

Could be the biggest mistake that a man can make

مرتکب بزرگترین اشتباهی شدی که یه مرد می­تونه بکنه

***

A woman’s night is filled with dreaming

شبِ یه زن سرشار است از رویا و خیال پردازی

Of the perfect man who may not be you

رویای مرد کاملی که ممکنه تو نباشی

If we don’t see what she’s been missing

اگر ما نبینیم چیزی رو که اون دلش براش تنگ شده

Could be the biggest mistake that a man can make

مرتکب بزرگترین اشتباهی شدیم که یه مرد می­تونه بکنه

***

(I)

She wants to get near to you

اون می­خواد در کنارت باشه

Don’t turn her away

اونو پس نزن

She wants to get through to you

اون می­خواد ترو به دست بیاره

She wants to say

اون می­خواد بگه

***

(II)

Give me your night

شبت رو به من بده

And I will show you my passion

و من عشق و شهوتم رو به تو نشون می­دم

Give me your lust

شوق و اشتیاقِ زیادت رو به من بده

And I will drink you dry

و من تو رو سیراب می­کنم

Give me your dreams

رویاهات رو به من بده

And I will show you a lover

و من یه عاشق رو به تو نشون می­دم

Give me your heart

قلبت رو به من بده

And I will hold you close

و من تو رو در کنار خودم حفظ می­کنم

And I will love you till the day I die

و تا آخرین روز عمرم عاشقت خواهم بود

***

A woman’s day is filled with longing

روز یه زن سرشار است از آرزو و اشتیاق زیاد

For a little romance and company

برای اندکی رابطه­ ی عاشقانه و همدمی و مصاحبت

If we don’t look or just don’t listen

اگر ما نبینیم یا حتی اون رو گوش نکنیم

Could be the biggest mistake that a man can make

مرتکب بزرگترین اشتباهی شدیم که یه مرد می­تونه بکنه

***

A woman’s heart is your forever

قلب یه زن همیشه برای توست

She will be true to the one in her life

اون با مرد زندگیش صادقه

If we don’t give her love and affection

اگر عشق و محبت اون رو نگیریم

Could be the biggest mistake that a man can make

مرتکب بزرگترین اشتباهی شدیم که یه مرد می­تونه بکنه

***

(I)

***

(II)

***

(II)

***





نوع مطلب : Chris de burgh، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 14 تیر 1393

A broken heart, a pillow filled with tears

یه قلب شکسته، یه بالشی پر از اشک

It was hot, babe, hot thru all the years

بسیار پرشور بود، عزیزم، پرشور در تمامی سال­ها

Everybody needs someone to hold

هر آدمی به کسی احتیاج داره، تا حمایتش کنه

Never thought that heaven can be cold

هرگز فکر نکردی که بهشت می­تونه سرد و بی­روح باشه

When you call me baby, I’ll be there

عزیزم، وقتی منو صدا کنی، من آنجا خواهم بود

A penny for your thoughts, oh to care

آه، مراقب باش، یه پشیزی برای اعتقاداتت قائل شو

***

(I)

Lonely tears in Chinatown

اشک­های تنهایی در محله­ ی چینی­ها

Are too danger, dangerous

خیلی خطرناکند، خطرناک

You can have his love for free

تو می­تونی عشق اون رو به آسونی بدست بیاری

Lonely tears in Chinatown

اشک­های تنهایی در محله­ ی چینی­ها

Are too danger, dangerous

خیلی خطرناکند، خطرناک

If you’re ready, go with me

اگر آماده ­ای، با من بیا

***

His love is …

عشق او هست ...

Too too too danger

خیلی خیلی خیلی خطرناک

Too too too danger

خیلی خیلی خیلی خطرناک

You can have the best for me

تو می­تونی بهترین­ها رو برای من داشته باشی

His love is …

عشق او هست ...

Too too too danger

خیلی خیلی خیلی خطرناک

Too too too danger

خیلی خیلی خیلی خطرناک

Come on, take the rest of me

بیا، آرامش رو از من بگیر

***

Tonight did what

امشب اتفاقی افتاد که

It means to be so young

به مفهوم شور و حال جوانی­ست

When two hearts are beating just as one

وقتی که دو قلب مانند یه قلب می­تپند

Our love can’t go along, long way

عشق ما نمیتونه بره به دور دست­ها، راهی طولانی

There’s nothing left for me to say

حرف دیگه­ ای برای گفتن ندارم

Nobody makes me crazy, like you do

هیچ­کس مثل تو منو دیوونه نمی­کنه

Take the starts out of the sky for you

برای تو ستاره­ ها رو از آسمون می­چینم

***

(I)

***

(II)

His love is …

عشق او هست ...

Too too too danger

خیلی خیلی خیلی خطرناک

Too too too danger

خیلی خیلی خیلی خطرناک

You can have the best for free

تو می­تونی بهترین­ها رو به آسونی داشته باشی

His love is …

عشق او هست ...

Too too too danger

خیلی خیلی خیلی خطرناک

Too too too danger

خیلی خیلی خیلی خطرناک

Come on, take the rest of me

بیا، آرامش رو از من بگیر

***

(II)

*** 





نوع مطلب : Modern talking، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 13 تیر 1393


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تحلیل آمار سایت و وبلاگ
 
   
تحلیل آمار سایت و وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic